شعر کوتاه

حرف های عاشقانه من

بعضی از حرفارو...

 بعضى از حرفارو
باید بزارى وقتى خوب دم کشید بزنى
اینجورى خیلى بیشتر به طرفت مى چسبه!
دوستت دارم . . !


تا در ره عشق اشنای تو شدم ...


تا در ره عشق آشنای تو شدم

با سد غم و درد مبتلای تو شدم

لیلی‌وش من به حال زارم بنگر

مجنون زمانه از برای تو شدم

شعر طنز سیزده بدر


نمی دونم چی شد سیزده بدر شد / گوشم از جیغ و داد و نعره کر شد

به یاد تعطیلات رفته از دست / غم و غصه کنارم همسفر شد

از آجیل شب عید مونده تخمه / تموم پسته ها زیر و زبر شد

رو پیچ و تاب سبز سبزه ی عید / گره از بخت ما هم کور تر شد

عروس تنگ من ، زندانی عید / از آن قصر بلوریش به در شد

دروغ سیزده هر ساله ی ما / عجب عیدی به نیکویی بسر شد!

زُل میزنم در چشمهایت ،



زُل میزنم در چشمهایت ، آخرین روز است
در سینه غم ، فرمانروا خواهد شد از فردا

شعر کوتاه دلتنگی

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می‌داشت

تا به جانش می‌خواندی:

نام کوچکی

تا به مهر آوازش می‌دادی،

همچون مرگ

که نام کوچکِ زندگی‌ست


گفتم با فراق مدار کنم نشد

گفتم که با فراق مدارا کنم، نشد

یک روز را بدون تو فردا کنم، نشد


در شعر شاعران همه گشتم که مصرعى

در شأن چشم هاى تو پیدا کنم، نشد


گفتند عاشق که شدى؟ گریه ام گرفت ...


نگران منی متن ترانه مرتضی پاشایی

تو به جای منم داری زجر می کشی

یکی عاشقته که تو عاشقشی

تو به جای منم پُره غصه شدی

نذار خسته بشم

نگو خسته شدی..

درس من از سه چیز




 

در حسرت دیدار توام

در حسرت دیدار تو اوره ترینم


تو کجایی تو کجایی



دنیای کودکی من